از فوتبال هم چیزی نبود – خبر خوب – خبر خوب


از فوتبال هم چیزی نبود – خبر خوب – خبر خوب











هیچ ربطی به فوتبال نداره



زمان انتشار: ۲۹.۰۸.۱۴۰۱ – ۰۴:۲۳

بسیاری از چیزها برای سال ها گم شده اند. هنرمندان جای منتقدان سیاسی را گرفتند و روزنامه نگاران به عنوان منجی ظاهر شدند و غیره. در این آشفته بازار، فوتبالیست ها دیگر فقط فوتبالیست نیستند. آنها باید بار بسیاری از کاستی ها و ناکارآمدی ها را به دوش بکشند، آنها باید سفیران صلح و دوستی در زمان خشونت باشند. آنها باید به ما انگیزه بدهند تا در مواقع ناامیدی بجنگیم و در روزی که خبرهای بد از شش جهت بر سر ما می بارد، شادی و هیجان را به ما بدهند. اما این تمام داستان نیست بزرگترین معجزه فوتبال این روزها ایجاد فضایی دلسوزانه است که کرد، ترک، بلوچ، فارس، عرب، شیعه، سنی، دراویش، اهل حق، حجاب و بی حجابی، انقلابی و ضد انقلاب دور هم جمع شوند. با یک پرچم و یک صدا فریاد می زنند: «ایران». حقیقت این است که ما قدرت اتحاد را از دست داده ایم و حتی در نماز صبح ماه مبارک رمضان به جای اینکه سرود وحدت بخوانیم تا بتوانیم از مصیبت تحریم و تهدید خارج شویم، آتش را شعله ور می کنیم. تفرقه و اختلاف می‌توان گفت که امروز هیچ رویداد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نمی‌تواند همه این تفاوت‌های رنگارنگ را به هم پیوند دهد. اینکه فوتبال چنین نقشی را بر عهده گرفته نیز بسیار نگران کننده است، هرچند باید از آن استقبال کرد. تصور کنید همیشه شانس با تیم ملی یار نیست یا فردا به دلیل بی لیاقتی مسئولان یک مربی نه چندان توانا سر کار بیاید، پس چه باید کرد؟ به نظر می رسد این روزها فوتبال آخرین کالای اجتماعی ما باشد. تدبیر و خرد و وطن دوستی ایجاب می کند که برای این سرمایه ارزش قائل شویم و بیش از آن به فوتبال توجه کنیم. برای آینده این کشور و آرامش خودمان اجازه نمی دهیم این سرمایه بازیچه جاه طلبی های سیاسی ما شود. متاسفانه فوتبال تنها شادی امروز ماست.

این چند خط را سالها پیش نوشتم. فکر می کنم با برد تیم ملی ایران مقابل بحرین. فکر می کنم به این دلیل است که قبلاً بارها در مورد یک موضوع نوشته ام. هر بار که تیم ملی یک پیروزی مهم به دست آورد، من یک احساس دوگانه داشتم. از یک طرف مثل همه ایرانی ها خودم را در پوست خودم نیافتم، اما از طرف دیگر نگران بودم که اگر این لذت را از دست دادیم، به چه چیز دیگری تکیه کنیم؟ و اکنون این نگرانی افزایش یافته است. اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که می‌توان همین لذت را به دلایل فرامتنی خنثی کرد. یعنی چیزی که در مواقع بحران می تواند ناجی باشد و اختلافات و اشتباهات را از بین ببرد، فقط می تواند تبدیل به بحران و منشأ اختلاف و اختلاف شود. در شرایط متعادل و غیر حساس، فوتبال چنین نقشی ندارد. همه چیز سر جای خودش است و فوتبال به عنوان یک ورزش یا به عنوان یک صنعت سرگرمی کار خود را انجام می دهد، اما وقتی هر بار کاستی ها و من نمی دانم چیزهایی از یک سیستم بر دوش فوتبال می افتد، اوضاع فرق می کند. آیا فوتبال می تواند تمام بدبختی های کشور را تحمل کند؟ اگر گاهی بتواند چنین وظیفه ای را بر عهده بگیرد، آیا می تواند برای همیشه این وظیفه را بر عهده بگیرد؟ روزی که نوشتم فوتبال آخرین خیر اجتماعی ماست، خودم ترسیدم. کشوری با بیش از هشتاد میلیون نفر و این تاریخ پرافتخار و این همه سرمایه اجتماعی و انسانی وقتی کارش به جایی می رسد که تمام امیدش به پای یازده فوتبالیست جمع می شود باید بترسد. فکر نمی کردم این نگرانی به این زودی محقق شود، اما افسوس که محقق شد. الان فعالیت های ما در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به جایی رسیده است که فقط فوتبال می تواند ما را نجات دهد اما متاسفانه دیگر نمی توان این همه توقع از فوتبال داشت. همان دوقطبی های دروغینی که هرگز جدی نگرفتیم و حتی گاهی ناخواسته با اعمالمان دامن زدیم، حالا تحت تاثیر فوتبال هم قرار گرفته است. فوتبالی که در بدترین شرایط منشأ اتحاد و همدلی ما بوده و در بحرانی ترین شرایط توانسته دل های ما را به هم نزدیک کند و اختلافاتمان را کاهش دهد، خودش به موضوعی بحث برانگیز تبدیل می شود. حالا برخی از ما موافق خواندن سرود تیم ملی هستیم، برخی مخالف. بعضی از ما بعد از گلزنی طرفدار شانس هستیم و بعضی مخالف. برخی از ما برای شعار دادن بازیکنان و برخی مخالف آن هستیم. به گفته شاملو: هیچکس مثل من سعی نکرد خود را به این شکل فجیع بکشد.

۲۱۶۲۱۶


مژده تیم ملی فوتبال ایران مژده سرمایه داری دنیای فوتبال وحدت ۱۲۰


ایکس

این مطالب را نیز بررسی کنید!




پس از گذشت دو ماه از فیلتر شدن اینستاگرام، بسیاری از مسئولان همچنان نگران مسدود شدن آنها هستند.