در باشگاه با اندامی بزرگتر


“چرا ما با ماشین بیضوی شروع نمی کنیم.”

سال ۲۰۱۲ بود و اولین جلسه من با یک مربی شخصی بود.

“خب، مطمئنا” فکر کردم. “گرم کردن عالی خواهد بود…”

سپس ادامه دهید:

“…زیرا وزنه ها برای شما خیلی سخت خواهند بود.”

“صبر کن چی؟” با تعجب گفتم: «همچنین دشوار? چرا اینو میگی؟”

او مدام صحبت می کرد: بالاخره باید شکمش را صاف کنیم!

داشتم عصبانی بودم و به پایین نگاه کردم. شکم من. مثل بقیه من عالی بود.

با این حال، دلیل ثبت نام من برای آموزش نبود.

ناخن هایم به کف دستم ضربه زد.

فکر کردم شاید اگر چیزهایی را برایش توضیح دهم، سوابق و اهدافم را بفهمد. اما میل به خشنود بودن باعث شد نتوانم صحبت کنم.

در عوض، یک دستگاه بیضوی گرفتم.

وقتی تمرین تمام شد فریاد زد: «جلسه بعد می بینمت!»

گفتم: حتما.

اما جلسه دیگری وجود نخواهد داشت – حداقل، نه با او.

عکس کلی فوچک، مربی سلامت کراس فیت معتبر که برای پاک کردن کلیشه‌های افراد با جثه بزرگ کار می‌کند.

برای بیش از پنج سال، کلی فوچک کراس فیت را آموزش داده است، و نشان می دهد که چگونه هر کسی می تواند بدون توجه به اندازه خود، بدن خود را حرکت دهد و قوی باشد. با او ارتباط برقرار کنید حجم قوی.

بعد از چندین ماه تمرین شخصی ام، وارد جعبه کراس فیت شدم.

وقتی وزنه ها را دیدم – و افرادی که از آنها استفاده می کردند – روشن شدند.

بلافاصله می دانستم که این نوع تمرین قدرتی برای من بود.

وقتی مربی به ما گفت کلاس را آماده کنیم و نحوه ددلیفت را به کلاس نشان داد، هالترم را بار کردم و با چشم انتظار به هالتر ۱۲۵ پوندی نگاه کردم.

سپس مربی به سمت من رفت و یک بشقاب و بعد یکی دیگر را برداشت.

با تعجب پرسیدم: “چیزی شده؟”

او گفت: “من هنوز مطمئن نیستم که برای این کار به اندازه کافی قوی هستم یا نه.”

گرما به صورتم هجوم آورد.

تو به اندازه کافی قوی هستی احتمالا قوی تر از افراد کوچکتر در کلاس است.

نمی دانست چون نپرسید.

با دیدن بدنم، گمان می‌کنم هیچ سابقه و بهترین شخصی وجود ندارد.

او به من نگاه کرد و یک مبتدی را دید، چه در کلاسش و چه در کل تناسب اندام. بازم چیزی نگفتم آن زمان در زندگی ام هیچ اعتمادی نداشتم.

من فقط می خواستم خود را سازگار کنم. من کاری که به من گفته شد را انجام دادم.

بر ۱۵۰۰۰۰ متخصصان معتبر سلامت و تناسب اندام

تا ۳۰ درصد در بهترین برنامه آموزش تغذیه در صنعت صرفه جویی کنید

درک عمیق تری از تغذیه، قدرت آموزش در آن، و توانایی تبدیل آن دانش به یک تمرین آموزشی پر رونق به دست آورید.

بسیاری از مردم هنگام برخورد با افراد حجیمی مانند من اشتباهات زیادی مرتکب می شوند.

آنها تمایل دارند بدن بزرگ را با افراد ضعیف مرتبط کنند.

آنها همچنین به اشتباه معتقدند که ما هرگز سعی نکردیم شکل یا اندازه خود را تغییر دهیم، که به ندرت اتفاق می افتد.

چندی پیش روی میز معاینه نشستم تا معاینه شوم.

قبل از اینکه در مورد قرار ملاقاتم بپرسد، دکتر جدید گفت: “در مورد تلاش برای کاهش وزن چه احساسی دارید؟ کاهش ۱۰ درصد وزن بدن ممکن است…”

شکمم از عصبانیت و شرم و ناباوری بیرون می آمد.

در لباس کاغذی نازک او احساس کردم که در معرض دیدم. به او خیره شدم، سریعتر پلک زدم و سعی کردم بفهمم چگونه به او بگویم من قبلاً ۵۰ پوند وزن کم کرده ام. این قبلا بیش از ۱۰ درصد وزن من بود.

باز هم، این متخصص بهداشت در مورد تاریخچه یا عادات فعلی من سؤالی نکرد. من فقط حدس زدم

پس زمینه من ممکن است شما را شگفت زده کند.

مردم می گویند در هشت سالگی من یک دختر بزرگ بودم – اما این چیزی نبود که پدرم وقتی به من نگاه کرد دید.

او پتانسیل، قدرت و زیبایی من را دید.

پدرم چشمان قهوه‌ای بزرگی داشت که به مردم سلام می‌کرد، خنده‌ای تند و تیز داشت که می‌توانست لبخندی بر چهره عصبانی‌ترین فرد بیاورد، و رفتاری عفونی که می‌توانست انجام دهد.

همانطور که او اغلب می گفت: “دلیلی وجود ندارد که شما نتوانید. من هرگز نمی توانم.”

چند بار در هفته از من دعوت می کرد تا در آتشخانه ای که در آن کار می کرد به او ملحق شوم. در اتاق تلویزیون یک نیمکت وزنه، مجموعه ای از دمبل ها و یک دستگاه اسمیت وجود داشت. با بوی اسپاگتی، فلفل قرمز و نان ذرت که از آشپزخانه مجاور می‌ریخت، پدر موسیقی پخش کرد و پرسید: آماده‌ای؟

در هر یک از آن جلسات، او مرا تشویق به انجام کارهایی می کرد که در ابتدا فکر می کردم امکان پذیر نیست.

حداقل برای یک دختر نه.

مخصوصا دختر بزرگی مثل من نیست.

هر جلسه به من احساس قوی، توانمندی و غرور می داد.

به طور غیرقابل توضیحی به آن پایبند نبودم.

پدرم طلاق گرفته است. پدرم رفته من در نوجوانی و جوانی که سیگار می کشیدم بزرگ شدم.

در دهه بیستم، ترازو ۲۸۴ پوند بود و دکترم مرا به عنوان “به طرز مرضی چاق” توصیف کرد.

قسم خوردم که دیگر هرگز خودم را وزن نخواهم کرد.

سپس، در ۳۰ سالگی، سکته کردم و عهد کردم که سالم باشم.

سفر سلامتی من با دو دقیقه پیاده روی روی تردمیل آغاز شد.

این شامل نبردهای روزانه با شک به خود و افسردگی بود.

بهبودهای آهسته و گیج کننده با رژیم غذایی و تردمیل – و در نهایت رابطه عاشقانه با آهن وجود داشت.

زمانی که در سال ۲۰۱۲ با این مربی آشنا شدم، ۳۰ پوند کمتر شده بودم و یک نیمه ماراتن می دویدم. وقتی با دومین مربی باکس کراس فیت آشنا شدم، ۵۰ پوند کمتر بودم – و توانستم وزنه ۱۲۵ را به راحتی بلند کنم.

و حالا؟

من میتونم ۲۵۰ ددلیفت کنم و بالای ۱۳۰ قدرت پاک کنم.

من همچنین یک مربی سلامت و مربی کراس فیت هستم.

من ضعیف نیستم نه جسمی و نه روحی.

کلی فوچیک 125 پوند را روی سرش در طول کلینیک آهن فشار می دهد.

کلی فوچیک ۱۲۵ پوند را روی سرش در طول کلینیک آهن فشار می دهد.

کاهش وزن و دور نگه داشتن آن یکی از سخت ترین کارهایی است که تا به حال انجام داده ام.

درست در آنجا با دسترسی به ورزشگاه است.

مهم نیست که چقدر قوی هستم، مردم دائماً من را دست کم می گیرند – فقط بر اساس ظاهر من.

برخی افراد ممکن است بپرسند: چه چیزی باعث می شود که برگردم؟

من تا حدودی به ورزشگاه می روم زیرا نمی خواهم دیگر سکته کنم. من نمی خواهم بچه هایم را بدون مادر رها کنم. من هم نمی خواهم دوباره ۲۸۰ پوند وزن کنم.

با این حال، در سخت ترین روزهای زندگی ام، این پدرم بود که مرا از درها عبور داد.

در سال ۲۰۱۴ به دلیل پانکراتیت در بیمارستان بستری شد. سه هفته بعد در سن ۵۷ سالگی دار فانی را وداع گفت.

هنوز هم سوگوار از دست دادن او هستم. هر جلسه وزن کردن کمک می کند بخشی از آن را نزد خود نگه دارم.

هر زمان که شک و تردید به خود می خواهد جلوی من را بگیرد به خودم می گویم: “من این کار را می کنم و برایم مهم نیست که دیگران چه می گویند.”

“من هرگز نمی توانم. هرگز نمی توانم. نمی توانم. هرگز. او می تواند. من از آن در عبور می کنم.”

گاهی اوقات آرزو می‌کنم کاش می‌توانستم به گذشته برگردم – بلندتر، دفاع می‌کردم و می‌دانستم.

به جای اینکه حرف هایم را قورت دهم و آنچه را که به من گفته شده است انجام دهم، به این متخصصان بهداشت توضیح می دهم که اندازه من بیشتر است.

«هی، من قبلاً بزرگ شده‌ام»، خودم را تصور می‌کنم که می‌گویم، «می‌خواهم به شما نشان دهم که چه کاری می‌توانم انجام دهم.»

من پیشنهاد می کنم که پزشک قبل از صرف نظر از توصیه ها، یک شرح حال کامل بگیرد.

من همچنین بدم نمی آید که به یک دوجین نفر بگویم: “می دانم که شما به من خیره شده اید.”

و اینکه آن نظرات “مفید برای شما عزیزم” می تواند واقعاً آسیب زا باشد.

با این حال، بیشتر اوقات، من می خواهم هر کسی که بدنی مانند من دارد این را بداند:

کالای خود را در جیب خود نگه دارید.

وقتی می ترسید، می ترسید یا احساس بی لیاقتی می کنید – و خواهد بود-یاد آوردن چرا شما این کار را انجام دهید. آن را نزدیک خود نگه دارید و بدانید که می توانید هر کاری انجام دهید.

چرا اراده شما ادامه دارد من آنجا با شما خواهم بود.

اگر مربی هستید یا می خواهید …

یادگیری نحوه آموزش دادن به مشتریان، بیماران، دوستان یا اعضای خانواده از طریق تغذیه سالم و تغییر سبک زندگی – به روشی متناسب با بدن، ترجیحات و شرایط منحصر به فرد آنها – هم هنر و هم علم است.

اگر می خواهید در مورد هر دو بیشتر بدانید، در نظر بگیرید گواهینامه Micro Nutrition سطح ۱.