فشار خون بالا – یک قاتل خاموش، اما همچنین یک نعمت در مبدل

من در تمام عمرم از فشار خون بالا شنیده بودم، زیرا در خانواده ام وجود داشت. دکترم سال‌ها پیش به من هشدار داده بود که به آن مبتلا شده‌ام، اما در آن زمان آنقدر بالا نبود که او را وادار به مصرف دارو برای من کند. طبق دستور او سعی کردم رژیم غذایی ام را تغییر دهم، اما فهمیدم که این ارثی است و نمی توانم کاری انجام دهم.

با نگاهی به گذشته، مراجعه به دکترم برای این اولین اشتباه من بود، زیرا دکتر من هیچ آموزش تغذیه ای ندارد و نمی دانست چگونه از شر آن خلاص شود، او فقط می دانست چگونه آن را مدیریت کند. نیازی به گفتن نیست که تغییرات رژیم غذایی خیلی خوب جواب نداد.

با گذشت سالها، بیش از هر چیز دیگری به بار سنگینی تبدیل شد و من فقط مراقب فشار خونم از نزدیک نبودم. من از طب فشاری استفاده کردم تا تا حدودی آن را حفظ کنم و همچنین روی فیبرومیالژیا کار کردم و با ضربه زدن طب فشاری خود (EFT) آن را بهبود بخشیدم. با این حال، به زودی دچار سرگیجه شدم و تشخیص داده شد که سرگیجه دارم. هیچ‌وقت چیزی در مورد مرتبط بودن آن با فشار خون گفته نشد، زیرا پزشکان کل فرد را درمان نمی‌کنند، آنها فقط علائمی را که شما در آن لحظه دارید مدیریت می‌کنند و هیچ‌کس فکر نمی‌کرد همزمان بودن هر دو را بررسی کند.

چند سالی فلش فوروارد کرد و من هر روز علائم سرگیجه داشتم و به دلیل سرگیجه احساس گیجی می کردم. من نمی دانستم فشار خون بالاست و فقط سرگیجه را درمان می کردم. سپس یک روز، در ساعات اولیه صبح از خواب بیدار شدم و سعی کردم به دستشویی بروم. سرگیجه ام از کنترل خارج شده بود و من می لرزیدم و خیلی سرگیجه داشتم. وقتی خواهرم بعداً آن روز صبح تماس گرفت، متوجه شدم که واقعاً نمی‌توانم با او صحبت کنم و کلماتی را برای صحبت کردن درست کنم. سپس به اورژانس رفتم و متوجه شدم که دارم سکته می کنم. فشار خون من از پشت بام بود و اکنون قند خونم هم همینطور.

از طریق بستری شدن در بیمارستان، برای کاهش فشار خون و کنترل قندم داروهایی مصرف کردم، اما عوارض جانبی داروها همچنان باعث سرگیجه من شد. استفاده از سمت چپم را از دست دادم و مجبور شدم نحوه صحبت کردن و راه رفتن را دوباره یاد بگیرم و همچنین دوباره از دست چپم استفاده کنم. با این حال، در طول چند ماه بعد، یک متخصص طبیعی به نام دکتر گلیدن را پیدا کردم، که ویدیوهای یوتیوب او به من نشان داد که از نظر تغذیه، فشار خون بالای من نشانه کمبود کلسیم و منیزیم است. من همچنین فهمیدم که سرگیجه پوکی استخوان جمجمه است و هر دو مرتبط هستند و همچنین کمبود کلسیم است. همچنین یاد گرفتم که از طریق مکمل‌های کروم و وانادیوم می‌توانم قندهایم را نیز کنترل کنم (مقاله دیگری این مورد را توضیح می‌دهد).

بنابراین، من محصولات Youngevity را که او پیشنهاد کرده بود دریافت کردم و اکنون هم از فشار خون بالا و هم از قند خون بالا آزاد هستم. من تمام داروها را از بیمارستان برداشتم. بنابراین، اکنون مأموریت من این است که به دیگران کمک کنم همان کاری را که من انجام دادم انجام دهند. من محصولات دیگری را امتحان کرده‌ام که بیان می‌کردند به فشار خون بالا کمک می‌کنند و حتی از برخی مواد معدنی و محصولات کلسیمی استفاده می‌کردم تا نتایج یکسانی به دست بیاورم و همه شکست خوردند. آنها فقط به شکلی نبودند که بدن بتواند آن را جذب کند. مواد معدنی باید بسیار کم باشند تا بدن بتواند آن را بگیرد و وارد جریان خون شما کند. این مواد معدنی Youngevity کلوئیدی هستند که به معنی بسیار کوچک است و در فرمولاسیونی هستند که به انگشتان کوچک در روده (ویلاها) اجازه می دهد آن را گرفته و آن را در جریان خون شما جذب کنند. به همین دلیل است که آنها خیلی خوب کار می کنند.

بنابراین، بالاخره مواد مغذی مورد نیازم را پیدا کردم تا بدنم بتواند خودش را درمان کند. در حال حاضر، من نیاز به التیام بخش عاطفی داشتم. هنگامی که بدن نیتریفیک می شود، هر روش درمانی جایگزین دیگری که استفاده می کنید، بدن را بسیار قوی تر می کند. من به کتاب کارول ترومن، احساسات زنده زنده مدفون هرگز نمی میرند، مراجعه کردم و متوجه شدم که مؤلفه عاطفی فشار خون بالا این است: احساس نیاز شدید به کنترل همه چیز، اجازه دادن به افراد یا موقعیت ها برای آزار شما، اجازه دادن به احساسات و واکنش های شما. بر شما حکومت می کند و به کار خود اهمیت نمی دهد/در کار دیگران دخالت نمی کند. من احساسات را آزمایش کردم و متوجه شدم که به همه آنها واکنش نشان می دهم!

تست عضله راهی برای پرسیدن یک سوال بله یا خیر از بدن و گرفتن جواب بله یا خیر است. اکثر مردم می توانند این کار را با پای برهنه روی زمین بایستند و پارامترهای بدن خود را با خم شدن تا حد امکان به جلو با زانوهای صاف و گفتن “بله، مثبت” انجام دهند. سپس تا حد امکان به عقب خم شوید و بگویید “این نه، منفی است”. سپس به بدن خود اجازه دهید در حالت خنثی صاف بایستد و سوال را بپرسد. بدن شما یا به جلو کشیده می شود یا به عقب متمایل می شود. ممکن است برای برخی افراد بسیار ظریف باشد، بنابراین واقعاً توجه کنید.

در مورد هر احساس لیست شده بپرسید و سپس هر پاسخ را یادداشت کنید. وقتی به چیزی پاسخ مثبت دادید، به آن توجه داشته باشید و کارهای زیر را انجام دهید: با دو انگشت روی نقطه چشم سوم خود، نقطه ای درست در وسط پیشانی که یک چشم سیکلوپ در آن قرار دارد، ضربه بزنید و سپس در حین تمرکز موارد زیر را بیان کنید. ضربه زدن، “اگرچه احساس می کنم… (جمله ای را که برانگیختید بگویید)، من تصمیم می دهم این را رها کنم و اجازه دهم بدن و فشار خونم آرام و آرام باشد. به بدن شما نیز

پس از اتمام ضربه زدن، یک دقیقه به بدن خود گوش دهید و ببینید آیا خاطره ای به ذهنتان می رسد یا خیر. سپس در همان قسمت ضربه بزنید و حافظه و سن تقریبی را زمانی که به یاد آوردید آن اتفاق افتاده را بیان کنید و سپس از بدن خود بخواهید آن را آزاد کند.

بعد از اینکه کارتان تمام شد، باید احساس آزادی و آرامش داشته باشید… آماده باشید که روز را با مواد معدنی جدید و چشم انداز روشن تر به زندگی بگذرانید!