مربی و مدافع دیابت نیک گالووی


DM) سلام نیک! ما همیشه دوست داریم صحبت خود را با درخواست از آنها برای به اشتراک گذاشتن داستان تشخیص دیابت شروع کنیم …

NG) دیابت نوع 1 هنگامی که 14 ساله بودم در اورژانس محلی در 10 ژوئیه 2001 به من معرفی شد. مشخص نبود که کارکنان ER در ارزیابی اولیه خستگی ، از دست دادن اشتها ، تهوع ، اسهال را گزارش کرده اند. و کسانی که تشنه اند. پدر و مادرم می دانستند چیزی کم است ، اما من به دلیل بیماری بسیار مخفی شده بودم. سرانجام او آن را داد و به والدین من گفت که این درست نیست و باید فوراً به پزشک مراجعه کرد.

پس چه چیزی به اشتباه مخفی شده بود؟

چند هفته قبل از تشخیص من سریع وزن خود را کاهش دادم ، اما حتی وقتی می خواستم برای بیس بال کار کنم ، والدینم با رژیم غذایی محدود و فعالیت زیاد در کاهش وزن من سهیم بودند. من غالباً با غذا نخوردن در شام با دهان پر از غذا و تف کردن در حمام ، آن را پنهان می کردم ، وگرنه وقتی هیچکس به دنبال آنها نمی رفت ، سگها از درمان بیرون می آمدند.

آب بسیار حیله گر بود زیرا من اغلب در طول تمرین برای بدست آوردن آب کافی تلاش می کردم و مجبور بودم بطری های اضافی آب را در کیفم پنهان کنم و قمقمه ام به سرعت خالی شود. دهانم شبیه ماسه بود ، زیرا هرگز حس شوخ طبعی را به دست نیاوردم. آب دهانم از دهانم بیرون می آمد و کاغذ سنباده را احساس می کرد ، اما با بلعیدن مایعات به سرعت از بین رفت. صحبت کردن بسیار مشکل شده است و فقط عمل آزادسازی دست انجام شده است. علاوه بر همه علائم ، در طول شب بیشتر از حمام استفاده می کردم. من بسیار نگران بودم که از نظر جسمی مشکلی داشته باشم ، اما این به من این امکان را می داد که به طرز بدبختی بیمار شوم ، نه اینکه با ناامنی هایی که توسط پزشک ارزیابی می شود روبرو شوم.

آیا در ابتدا تشخیص اشتباه داده اید؟

کارکنان اورژانس واقعاً از ابتدا به دلیل پایداری من در نوجوانی و ترس من از آنچه واقعاً اشتباه شده است ، ارزیابی چندانی دریافت نکردند. البته وقتی در اورژانس نشسته بودم مجبور بودم ادرار کنم و پرستار می خواست ازمایش ادرار بگیرد. پس از نمونه ادرار برگشتی پرستار ، در عرض چند دقیقه ، من شروع به دیدن مجموعه ای از پزشکان و پرستاران که در خارج از اتاقم در ایستگاه پرستار جمع شده بودند ، کردم و صدای پچ پچ “سیاه چهره” را شنیدم. کمی بعد صدای نامادری ام را شنیدم که می پرسد “این اشتباه است؟” و در نتیجه گریه می کند عجیب و غریب با یک چوب ، و من می ترسیدم که زندگی من به سرعت به دور تخت من تمام شود.

در کل ، کتونهای من بسیار مهم بودند ، در طول 10 روز حدود 20 کیلو وزن کم کردم ، بینایی من تغییر کرد زیرا بدون عینکم بهتر می دیدم ، هموگلوبین A1C من بالای 14، و سطح قند خون من بالاتر از 1200 میلی گرم در دسی لیتر بود. به من آنچه را که از پانکراس پزشک در رختخوابم جمع آوری کرده بودم جمع آوری کردم ، اگر قرار بود در صورت غیبت در جزایر لانگرهانس زندگی کنم ، اما دوست دارم یک بیماری مادام العمر را مدیریت کنم. زندگی من به پایان نرسیده است ، اما من یک موفقیت بزرگ هالک نیستم ، و آنچه که آخرین بچگی او می دانم. دیابت یک بیماری وحشتناک است ، اما زمان خود زندگی فرا رسیده است و زمان کنار گذاشتن استرس فرا رسیده است.

زشت من نیست همانطور که می دانید ، تشخیص دیابت نوع 1 اغلب در صورت بروز تهدید کننده زندگی دیابت کتواسیدوز (DKA) یافت می شود.

آیا تجربه اولیه ER به شما انگیزه می دهد که خودتان در مراقبت های بهداشتی کار کنید؟

تجربه ER قطعاً نتیجه اولیه انتخاب شغل من بود. با این حال ، تشخیص دیابت و تعاملات مداوم من با ارائه دهندگان خدمات مختلف درمانی به من کمک می کند تا پرستار شوم. بدون تشخیص دیابت 1 خاص در نوجوانی ، تقریباً مطمئن هستم که از هر حرفه مراقبت بهداشتی اجتناب کرده ام. واقعیت ساده این بود که من فوبیای سوزنی بزرگی داشتم و حتی نمی توانستم تزریق را بدون گاز گرفتن و شکستن تماشا کنم. تشخیص دیابت به این معنی بود که از مواجهه با آن می ترسیدم و بقیه سابقه است.

آیا هیچ ER دیگری را به عنوان بیمار تجربه کرده اید؟

همه ویزیت های ER من با دیابت نوع 1 من مرتبط نیست ، اما مشکلات مربوط به خود مدیریت دیابت از دست من خارج شده است و من تقریباً به دلیل سهل انگاری جان خود را از دست داده ام. شخصاً ، من فکر می کنم بسته های زیادی برای رفع نیازهای افراد مبتلا به دیابت ، اما همچنین مدیریت هرگونه بیماری مزمن وجود دارد: فرسودگی شغلی مراقبت ، مدیریت مراقبت های بهداشتی ، سیستم سیاسی و سیستم بهداشتی امروزی همگی در ناتوانی نقش دارند. اضطراب با توجه به تجربیات قبلی ، من همیشه در حال حمایت و تأثیر سیستم بهداشتی فعلی خود ، به ویژه برای مدیریت دیابت هستم.

آیا می توانید در مورد شغل خود در کلینیک در کلیولند بیشتر توضیح دهید؟

من به عنوان متخصص مراقبت و آموزش دیابت (DCES) کار می کنم. من مدرک کاردانی خود را در رشته پرستاری از کالج Lorain County Community ، لیسانس علوم پرستاری از دانشگاه ایالتی اوهایو دریافت کردم و مدرک معتبر مربی دیابت را دریافت کردم.به

امروز من خود آموزش دیابت (DSME) را به صورت گروهی یا فردی ارائه می دهم. علاوه بر این ، من یک مربی معتبر پمپ انسولین با تمام قفسه ها و آماده اجرای CGM ها (مانیتورهای مداوم گلوکز) (به استثنای Eversens) هستم. همچنین خوشحالم که یک سری کلاسهای حرفه ای گروهی CGM (از Dexcom و de Libre Pop) را با یک داروساز برای بررسی کنترل قند خون ، بررسی داروها ، فعالیت و تجویز خلوص تسهیل می کنم. من خودم را دیوانه فناوری دیابت و نمره دهی زبان دوم و مدل مدیریت CGM می دانم.

DCES البته نام رسمی جدید مربیان دیابت است. به نظر شما چه چیزی باید تغییر کند؟

من معتقدم نامگذاری DCES به دیگران کمک می کند تا یاد بگیرند که ما نمی توانیم فقط آموزش دیابت ارائه دهیم. در واقع ، نقش DCE ها (CDE سابق) همیشه ارائه ارزیابی های متعدد ، توسعه استراتژی های مراقبت از خود ، آموزش و تقویت موانع شناسایی شده در ساختارهای مراقبت های بهداشتی و همکاری با نویسندگان جداگانه برای پیاده سازی و اجرای اهداف ماهرانه بوده است. و خیلی بیشتر همانطور که در بسیاری از مشاغل صادق است ، این برچسب مراقبت های ارائه شده را رعایت نمی کند ، اما به طور خاص ، به نظر می رسد که CDE بیش از حد در یک وظیفه گسترده است. امیدوارم نامگذاری جدید DCES برای متخصصان بیمه درمانی و افراد مبتلا به دیابت باعث تحریک شود تا تخصص ما را در مراقبت از دیابت تشخیص دهند.

داستان T1D شما در مورد نحوه کار با بیماران چگونه است؟

داشتن دیابت نوع 1 من را واجد شرایط DCES نمی داند ، اما به من این امکان را می دهد که به راحتی انواع مختلفی از دیابت را مدیریت کنم. من همیشه با ارائه دهندگان مراقبت های خود خوب هستم و اگر بیماران را مرتبط می بینید یا در محل فروش خدمات من را جستجو می کنید ، تشخیص می دهم. برخی از مردم فقط از من خواستند که به بیماران مراجعه کنم ، فقط می دانستند که من دیابت دارم. این مطالعه توسط بیمارانی که با مربیان دیابت بدون احساس قطع ارتباط یا عدم درک کار می کردند ، سعی داشت بار فیزیکی و احساسی مدیریت دیابت را توضیح دهد.

اگرچه تشخیص دیابت من ضروری نیست ، اما من معتقدم که این به کمک و حفظ انرژی مثبت در دوران سخت کمک می کند. مهمتر از همه ، من خوشحالم که داستانهای شخصی خود را در مورد مقابله با دیابت می گویم ، که می تواند به راحتی خنده را به همراه داشته باشد-اعتراف بسیاری از آنها. برای کسانی که با مربی حقوقی ارتباط ندارند ، از شما می خواهم که احترام بگذارید و متوقف نشوید. بسیاری از DCE های شگفت انگیز با یا بدون دیابت وجود دارد که می تواند تأثیر زیادی بر اضطراب شما داشته باشد. با DCES ، من از بسیاری برای فرصتی که برای ترکیب و حمایت از رفتار دیابت در سطح شخصی استفاده می کنم تشکر می کنم. بازدیدهای آموزشی ، همراه با بهترین برنامه های من ، سفری برای یادگیری و درج ایده های جدید در سفر افراد مبتلا به دیابت است.

به نظر شما آخرین تغییرات در مراقبت از دیابت چیست؟

یکی از بزرگترین تغییراتی که شاهد آن بودیم ، قانون فعلی تصویب شده (در سال 2010) است تا با توسعه سنسورهای اتوماسیون ، پمپ های بررسی غلط املایی ، سیستم های CGM و بهبود و افزایش قیمت انسولین ، بیمه ها را از پوشش شرایط پیشین منع کنند. به

صحبت از هزینه های کلان ، آیا تا به حال به مسائل مربوط به دیابت دسترسی داشته اید؟

آره. رفتن به دانشگاه ، کار 35 ساعت در هفته بصورت پاره وقت زیر میز ، زندگی در درون خودم و یادگیری امور مالی شخصی و مدیریت اقتصادی به این معنی بود که من سلامتی خود را فدای برآورده کردن سایر خواسته ها کردم. دیابت شیرین یکی دیگر از شغل های تمام وقت بود که در بزرگسالی نمی توانستم همیشه آن را مدیریت کنم.

در مورد ابتکارات دیابت چه چیزی را هیجان زده کرده اید؟

همه چيز! امیدوارم که نوآوری های جدیدی به بازار برسد ، بار مدیریت دیابت را کاهش داده و پیامدهای سلامتی را بهبود بخشد. من گاهی اوقات با همسالانم شوخی می کنم که شغل بعدی من در کافی شاپ مورد علاقه من کار خواهد کرد ، پس از آنکه شاهد تحقیقات وسیع و فناوری دیابت در دهه گذشته بودم.

چرا تصمیم گرفته اید برای مبارزه با شوخی های استقامتی DiabetesMine اقدام کنید؟

من می خواهم از افراد مبتلا به دیابت حمایت کنم تا بینش ها ، ایده ها ، نگرانی ها و داستانهای شخصی و حرفه ای خود را برای کمک به جامعه دیابت مدیریت و به اشتراک بگذارند. من خودم را یک بازیکن فعال و یک یادگیرنده فعال می دانم. اما اغلب نظرات ، موانع و نگرانی های من در مورد سیستم ها و درمان های مدرن اغلب از بین می رود. شرکت در این مسابقه فرصتی عالی برای به اشتراک گذاشتن نظرات و ایده های من برای ایجاد امید و کمک به این جامعه شگفت انگیز دیابت بود.

معدن دیابت کار فوق العاده ای را به عنوان یک رویکرد هم افزایی برای رسیدن به جوامع مورد علاقه به نفع دیگران انجام داده است. با سپاس و احترام ، از شما به عنوان حامی و همچنین مدیریت صدای دیابت تشکر می کنم. امیدوارم هر یک از شرکتها به س questionsالات کلیدی پاسخ دهند و نیازهای افزایش دسترسی به آموزش دیابت را در طیف وسیعی از مراقبت ها برآورده کنند. همچنین ، من از به اشتراک گذاشتن ایده ها ، نظرات ، سوالات یا نگرانی ها با هر فناوری دیابت لذت می برم.

گوتچا اگر بتوانید بازخورد انتقادی به بازیکنان صنعت بدهید ، چه می گویید؟

به صنعت مراقبت های بهداشتی/ارائه دهندگان مراقبت: هر فردی را به عنوان نزدیکترین عضو یا دوست خانواده خود در نظر بگیرید. هر کدام یک داستان و داستان منحصر به فرد دارند که “چرا” و “چگونه” را در تمرینات و روش های مراقبت از خود توضیح می دهد. مراقبت ها هرگز بی عیب و نقص نخواهند بود ، اما ما به بهترین فرصت ها و فرصت ها برای ایجاد تغییر معنادار در زندگی مردم نیاز داریم. هرگز هیچ رویداد بهداشتی یا شیوه های مراقبت از خود را که به خودشان اهمیتی نمی دهید ، دور نیندازید.

به صنعت فناوری: اگر ایمنی فدا نشود ، کمتر است. فرسودگی دیابت ، احتیاط ، اضطراب ، خستگی ، بیماریهای دیابت ، تصور شخصی از خود ، سهولت استفاده (از جمله ترجیحات افراد کم شنوا و نابینایان قانونی) ، در دسترس بودن و دسترسی به فناوری توزیع دیابت باید در ذهن همه باشد. به

ممنون نیک! ما نمی توانیم منتظر دیدار شما در برنامه DiabetesMine پاییز 2019 در دانشگاه سان فرانسیسکو باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید